کوئنتین تارانتینو: میخواهم وودی آلن را شکست بدهم/من فیلمهای اسکار پسند نمیسازم!
جانگو فیلم خیلی سیاسیای بود در برابر مثلا اراذل بی آبرو که لزوما سیاسی نبود. اراذل بی آبرو بیشترتحقق آرزو بود؛ جانگو هم تحقق آرزو بود اما سعی داشتم در آن خود امریکا را هم نشان دهم. جانگو قطعا آغاز وجههی سیاسی من بود.
کوئنتین تارانتینو پس از موفقیت جانگوی زنجیر بریده. تصمیم گرفت یک وسترن دیگر بسازد. او کارش را با این ایده شروع کرد که قصهی جانگو را ادامه دهد و اسمش را هم بگذارد «جانگو در جهنم سفید» اما خیلی زود به این نتیجه رسید که کاراکتر جانگو برای قصهای که در ذهن دارد. مناسب نیست و عنوان جدید فیلمش را علام کرد: هشت نفرت انگیز. او که در این مرحله نسخهی اول فیلمنامهاش را نوشته بود، آن را برای چند نفر از بازیگران مورد اعتمادی فرستاد که قصد داشت بازی در فیلمش را به آنها پیشنهاد دهد؛ غافل از این که با این کار باعث میشود فیلمنامهی عزیزتر از جانش لو برود.
در ژانویهی سال ۲۰۱۴ فیلمنامهی هشت آدم نفرت انگیز به سرعت در فضای اینترنت دست به دست شد، کوئنتین تارانتینو از شدت عصبانیت به مرز جنون رسید، دنبال شخص خاطی گشت، از وب سایت منتشر کنندهی فیلمنامهاش شکایت کرد و بعد هم اعلام کرد که از ساخت این فیلم منصرف شده چون همه فیلمنامهاش را آنلاین خواندهاند: «میخواستم سه نسخه از فیلمنامه بنویسم که هر کدام در یک دورهی زمانی متفاوت میگذشت. داستان را سه دفعه به شکلهای متفاوت تعریف کنم و بعد تصمیم بگیرم که کدام را میخواهم آن وقت نسخهی اول را نوشتم که کاملا ناتمام بود. یک پایان داشت اما پایانی نبود که من از آن راضی باشم. در نتیجه این که همه این نسخه را دیدند. خیلی عصبانیام کرد» پایان بندی نسخهی اول فیلمنامه، مرگ همهی شخصیتها بود.
تصمیم بعدی تارانتینو، تبدیل این فیلمنامه به یک رمان بود. به گزارش ۲۴، او در ماه آوریل سال ۲۰۱۴ روخوانی زنده از فیلمنامهاش را با حضور بازیگرانی از جمله ساموئل ال جکسون، کرت راسل، بروس درن، تیم راث و مایکل مدسون کارگردانی کرد. این اجر با استقبال و موفقیت زیادی روبه رو شد و کمی پس از آن، تارانتینو پذیرفت که هشت آدم نفرت انگیز را بسازد.
از این مرحله به بعد همه چیز همانطور پیش رفت که همه در مورد فیلمی از تارانتینو انتظار دارند. انتخاب عوامل هیجان انگیز و جنجال برسر فرمت فیلمبرداری فیلم، اما کمی پیش از اکران، کوئنتین تارانتینوی حاشیه ساز ثابت کرد که علاقهاش به تم های «بی عدالتی» و «خشونت افراد صاحب قدرت» که در چند فیلم اخیرش کاملا بارز شده بود، فقط دست مایهای داستانی برایش نیست. او در راهپیمایی اعتراض آمیز نسبت به خشونت نیروی پلیس در شهر نیویورک شرکت کرد و نوشتهای به دست گرفت که در آن گفته شده بود: «از کشتن آدمهای بیگناه دست بردارید» پلیسهای نیویورک عصبانی شدند و تهدید کردند که فیلم او را تحریم میکنند(که نکردند)، رسانهها تا جایی که امکان داشت آتش ماجرا را تندتر کردند، تارانتینو بر تعداد دشمنان خود افزود و با این حال بر سر موضع خود باقی ماند.
در نهایت در سایهی سنگین همهی این اتفاقها، هشت آدم نفرت انگیز اکران شد و اگر چه بر خلاف جانگو فروش چندان رضایت بخشی نداشت، با تحسین فراوان اغلب منتقدها مواجه شد. اما اتفاقی که شاید بیش از همهی اینها غافلگیر کننده بود، نامزد نشدن این فیلم در بخشهای اصلی جوایز اسکار بود.
حالا بیایید آرامتر پیش برویم. آیا این بیاعتنایی به فیلم تارانتینو، همان طور که بسیاری اعتقاد دارند، متأثر از ضدتبلیغات وسیع و خصومت آمیز نیروی پلیس علیه تارانتینو بود؟ بعید است آیا دلیل آن ضعیف بودن فیلم در نسبت با دیگر نامزدهای اصلی، مانند بروکلین، اتاق، بیگ شورت، یا مریخی بود؟ قطعا چنین نیست. اما … آیا ممکن است مشکل از رویکرد تماتیک فیلم باشد؟ از نگاه گزندهاش به تاریخ آمریکا؟ آیا ممکن است نسبتی بین این فیلم و دیگر اثر سینمایی مهم و تحسین برانگیز اما نادیده گرفته شده در اسکار امسال، یعنی استیو جابز باشد؟ استیو جابز هم مانند هشت آدم نفرت انگیز برای مخاطب آمریکایی، فیلمی شوکه کننده بود. اگر فیلم تارانتینو کل تاریخ آمریکا را صراحتاً زیر سوال میبرد، دین بویل هم چهرهای از جابز ساخت که آن قدر واقعی و بی تناسب با اسطورهی «استیو جابز بود که پذیرفتنش را بسیار سخت میکرد. شاید هر دوی این فیلمها زود ساخته شدند. شاید جواب معقولتر این باشد که جامعهی غربی نگاه خوش بینانهی فیلم نه چندان خوب بروکلین به «رویای آمریکایی» را به نگاه عریان و دیر هضم شاهکارهای تارانتینو و بویل ترجیح میدهد. اما برای ما که با فاصله داریم سینمای روز دنیا را دنبال میکنیم، دیدن نقاط قوت فراوان این دو فیلم سخت نیست.
تارانتینو: معمولاً وقتی ساخت فیلمی را تمام میکنم، دوست دارم دو ماه تمام را روی کاناپهام بگذرانم. دوست دارم در را چهار میخ کنم، تلفن ر اقطع کنم، و هر وقت دلم میخواهد بخوابم. من برنامهی خواب کاملا نامنظمی دارم. هر وقت دلم میخواهد میخوابم و هر وقت دلم میخواهد بیدار میشوم. دو ماه فقط فیلم دیدن و چیزهای سینمایی نوشتن و استراحت کردن. بعد از آن کم کم بیدار میشوم و شروع میکنم به برگشتن به چرخهی زندگی.
